<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>شعر.فروغ فرخزاد ف.مشیری ح.مصدق</title>
<link>https://ghoghnoos6558.blogfa.com</link>
<description></description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Thu, 27 Mar 2025 07:57:45 +0330</lastBuildDate>
<item>
<title>به عزیز سفر کرده</title>
<link>https://ghoghnoos6558.blogfa.com/post/56</link>
<description>یک وقت هایی با کسی که به تو بد کرده، مدارا می کنی. پیش خودت فکر می کنی داری حرمت چیزهایی را که یک وقتی بوده، نگه می داری. اطرافت همه مستقیم و غیرمستقیم اشتباهت را گوشزد می کنند، اما تو تصمیم گرفته ای احترام گذاشتن را ادامه بدهی، و به تصویر ذهنی خودت پایبند بمانی، نه به اتفاقاتی که می افتد.... بعد، یک شب آن آدم عزیز تمام پلشتی درونش را تف می کند توی صورتت. زردآب بدبوی ناسپاسی و دروغ و غرور و نفرت را.</description>
<pubDate>Thu, 27 Mar 2025 07:57:45 +0330</pubDate>
<dc:creator>ghoghnoos6558</dc:creator>
<guid>ghoghnoos6558.blogfa.com/post/56</guid>
</item>
<item>
<title>محمد ابراهیم جعفری</title>
<link>https://ghoghnoos6558.blogfa.com/post/55</link>
<description>اون اگه رفته چیز بهتر از منی پیدا کرده که رفته، ولی من عاشقم! کسی که توان عاشقی داره، بدون اینکه حتی معشوق داشته باشه؛ می‌تونه عاشق باشه! «تنها یک چیز را بیشتر از تو دوست دارم، اینکه تو را دوست دارم... می‌خواهی بمان، می‌خواهی برو؛ رفتن تو دل‌انگیزتر از آمدن دیگریست.» محمد ابراهیم جعفری</description>
<pubDate>Mon, 15 Jul 2024 18:05:46 +0330</pubDate>
<dc:creator>ghoghnoos6558</dc:creator>
<guid>ghoghnoos6558.blogfa.com/post/55</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>https://ghoghnoos6558.blogfa.com/post/54</link>
<description>یادها فراموش نخواهند شد حتی به اجبار و دوستی ها ماندنی اند حتی با سکوت...</description>
<pubDate>Mon, 19 Apr 2021 23:30:31 +0330</pubDate>
<dc:creator>ghoghnoos6558</dc:creator>
<guid>ghoghnoos6558.blogfa.com/post/54</guid>
</item>
<item>
<title>نزار قبانی</title>
<link>https://ghoghnoos6558.blogfa.com/post/53</link>
<description>آرزو می کردم که تو از آنِ من بودی در روزگاری که بر گل ستم نبود بر شعر، بر نی و بر لطافت زنان. اما افسوس دیر رسیده ایم ما گل عشق را می کاویم در روزگاری که عشق را نمی شناسد. &quot;نزار قبانی&quot;</description>
<pubDate>Thu, 15 Apr 2021 15:32:52 +0330</pubDate>
<dc:creator>ghoghnoos6558</dc:creator>
<guid>ghoghnoos6558.blogfa.com/post/53</guid>
</item>
<item>
<title>ف.ف</title>
<link>https://ghoghnoos6558.blogfa.com/post/52</link>
<description>من از نهایت شب حرف می زنم و از نهایت تاریكی. به خانه ی من اگر آمدی ای مهربان چراغ بیاور و یك دریچه كه از آن به ازدحام کوچه ی خوشبخت بنگرم...</description>
<pubDate>Mon, 12 Aug 2019 20:49:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>ghoghnoos6558</dc:creator>
<guid>ghoghnoos6558.blogfa.com/post/52</guid>
</item>
<item>
<title>صادق هدایت</title>
<link>https://ghoghnoos6558.blogfa.com/post/51</link>
<description>مرگ همه هستی ها را به یک چشم نگریسته و سرنوشت آنها را یکسان می‌کند: نه توانگر می‌شناسد نه گدا، نه پستی نه بلندی و در مغاک تیره آدمیزاد، گیاه و جانور را در پهلوی یکدیگر می‌خواباند، تنها در گورستان است که خون خواران و دژخیمان از بیداد‌ گری خود دست می‌کشند. بی‌گناهان شکنجه نمی‌شوند، نه ستمگر است نه ستمدیده، بزرگ و کوچک در خواب شیرینی غنوده‌اند</description>
<pubDate>Mon, 17 Feb 2014 11:21:08 +0330</pubDate>
<dc:creator>ghoghnoos6558</dc:creator>
<guid>ghoghnoos6558.blogfa.com/post/51</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>https://ghoghnoos6558.blogfa.com/post/50</link>
<description>آی آدم ها که بر ساحل نشسته شاد و خندانید! یک نفر در آب دارد می سپارد جان. یک نفر دارد که دست و پای دایم می زند روی این دریای تند و تیره و سنگین که می دانید. آن زمان که مست هستید از خیال دست یاییدن به دشمن آن زمان که پیش خود بی هوده پندارید که گرفت استید دست ناتوانی را تا توانایی بهتر را پدید آرید. آن زمانی که تنگ می بندید بر کمر هاتان کمر بند در چه هنگامی بگویم من؟ یک نفر در آب دارد می کند بی هوده جان، قربان! آی آدم ها که بر ساحل بساط دلگشا دارید! نان به</description>
<pubDate>Sun, 24 Nov 2013 20:57:36 +0330</pubDate>
<dc:creator>ghoghnoos6558</dc:creator>
<guid>ghoghnoos6558.blogfa.com/post/50</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>https://ghoghnoos6558.blogfa.com/post/49</link>
<description>تو چه دانی که پس هر نگه ساده ی من چه جنونی، چه نیازی، چه غمی ست؟ یا نگاه تو که پر عصمت و ناز بر من افتد چه عذاب و ستمی ست دردم این نیست ولی دردم این است که من بی تو دگر از جهان دورم و بی خویشتنم پوپکم! آهوکم! تا جنون فاصله ای نیست از اینجا که منم م. اخوان ثالث</description>
<pubDate>Sat, 12 Oct 2013 15:20:10 +0330</pubDate>
<dc:creator>ghoghnoos6558</dc:creator>
<guid>ghoghnoos6558.blogfa.com/post/49</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>https://ghoghnoos6558.blogfa.com/post/48</link>
<description>دلتنگم دلتنگم برای تمامی ارزوهایم که فاسد شدند برای تمامی جوانیم برای عمری که ناخواسته میگذرد وچه بد میگذرد برای تمامی عزیزانم که ناخواسته از پیشم سفر کردند و درخاک ارمیدند برای تن هایی که تنهایند که روحشان تنهاست دلتنگم برای خودم که زنده ام</description>
<pubDate>Mon, 07 Oct 2013 21:43:11 +0330</pubDate>
<dc:creator>ghoghnoos6558</dc:creator>
<guid>ghoghnoos6558.blogfa.com/post/48</guid>
</item>
<item>
<title>سهراب سپهری</title>
<link>https://ghoghnoos6558.blogfa.com/post/47</link>
<description>به سراغ من اگر می‌آیید پشت هیچستانم. پشت هیچستان جایی است. پشت هیچستان رگ‌های هوا، پر قاصدهایی است که خبر می‌آرند، از گل واشده ى دورترین بوته ى خاک. روی شن‌ها هم، نقش‌های سُم اسبان سواران ظریفی است که صبح به سر تپه معراج شقایق رفتند. پشت هیچستان، چتر خواهش باز است تا نسیم عطشی در بن برگی بدود، زنگ باران به صدا می‌آید. آدم این‌جا تنهاست و در این تنهایی، سایه نارونی تا ابدیت جاری است. به سراغ من اگر می‌آیید، نرم و آهسته بیایید، مبادا که ترک بردارد چینی نازک</description>
<pubDate>Mon, 07 Oct 2013 10:26:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>ghoghnoos6558</dc:creator>
<guid>ghoghnoos6558.blogfa.com/post/47</guid>
</item>
</channel>
</rss>
